ابراهيم عاملي ( موثق )

285

تفسير عاملي ( فارسي )

« وَعِنْدَ اللَّه مَكْرُهُمْ » 46 تنوير المقباس ابن عبّاس : يعنى عقوبت و سزاى بدكارشان نزد خداوند است . « وَإِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْه الْجِبالُ » 46 مجمع : در قرائت شاذ از علىّ ( ع ) و ابىّ بن كعب نقل شده است كاد با دال آخر و معنى اين است : و البتّه نزديك بود از حيله ى آنها كوهها از جاى كنده شود . و كسائى « لتزول » بفتح لام اوّل و رفع دوّم خوانده است و معنى چنين است : البتّه حيله ى آنها به آن اندازه است كه كوهها را از جاى بكند . و مقصود اين است كه كار مكر و حيله ى آنها بطورى بود كه كسى به آن وسيله بخواهد كوه از جاى بكند ميتواند و بقرائت مشهور لام اوّل مكسور و دوّم منصوب است و معنى اين است : نه چنان است كه از حيله ى آنها كوهها از جا كنده شوند . و مقصود اين است كه كار نبوّت و تبليغ رسالت مانند كوهها پابرجا است كه حيله و تدبير در آن راه ندارد . « سرابيلهم من قطران » 50 مجمع : « قطرآن » هر دو و با تنوين جرّ قرائت شده است ، و نتيجه ى معنى اين است : لباسشان از فلزّ مذاب و آماد براى كار است . « هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ - وَلِيُنْذَرُوا بِه » 52 ابو الفتوح نوشته : ابن زيد و جماعتى مفسّران گفتند « هذا » اشارتست به قرآن ( اين قرآن بلاغ است ) يعنى بيانست مردمانرا . و گفته‌اند تبليغ است ، از تو بمردمان رسانيدن . « و لينذروا به » تا ايشانرا بترساند و اعلام كند با تخويف . « وَلِيَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِله واحِدٌ » 52 مجمع : اين جمله ميفهماند كه انسان بايد عالم بتوحيد باشد نه چنان كه جبرى مذهبها گفته‌اند : مسيحيها كه معتقد باصول سه گانه‌اند مطلوب از آنها و وظيفه شان همان است و هم از آنها كه معتقد به دو اصل نور و ظلمت ، و خير و شرّ هستند همين عقيده خواسته شده است و موظَّف به آن هستند . كشف نوشته : اين باز دليل است كه ايمان سمعى است كه توحيد در بلاغ بست ، و بلاغ سمعى است ، پيغام شنيدنى است ، اهل سنّت از اينجا گفتند : دين